سلامتی تن و روان. تحقیق

سلامتی تن و روان. تحقیق

فروشگاه فایل کیا

تحقیق جامع درباره ی سلامتی تن و روان

۱۸۸ بازديد

تحقیق جامع درباره ی سلامتی تن و روان

تحقیق جامع درباره ی سلامتی تن و روان

مقدّمه 5

فصل نخست : شناخت انسان 5

فصل دوم: شناخت نفس و روان 7

قواى پنجگانه: 8

انواع نفس 9

داستانى درباره منِ مجازى و منِ اصلى 20

فطرت و رابطه هستى با خدا 29

حکایت سرپاتک هندى 33

فصل سوم : بهداشت و سلامتى 36

ژن و کروموزوم چیست؟ 37

بیماریهاى ژنتیک 37

جهش یا موتاسیون چیست؟ 39

ناهنجاریهاى مادرزادى 39

مشاوره ژنتیک 40

موارد مطالعه کروموزومى 42

سطوح عقبماندگى 44

ملاکهاى رشد طبیعى 46

دوم ـ ازدواج 47

شرایط پیش از ازدواج 47

سوم ـ روابط خانواده 50

چند توصیه براى حفظ عشق و محبت در محیط خانه و خانواده 54

ارج نهادن به شخصیت کودک 57

مشکلات رفتارى والدین با یکدیگر 58

هماهنگ نبودن والدین در ارتباط با کودک 58

3 ـ بهداشت و سلامتى بدن: 60

آداب و احکام غذا خوردن 61

بهداشت آب 72

بیماریهاى ناشى از کمبود املاح در آب 72

بیماریهاى ناشى از افزایش املاح در آب 73

بیماریهایى که توسط آب منتقل مىشوند 73

اثرات آلودگى هوا بر سلامتى 74

بیماریهاى قلبى و عروقى 77

سرطانها 78

تشخیص میزان ضربان هنگام تمرینها 80

حرکات کششى و گرمکننده 83

بهداشت و سلامتى روان: 89

بیماریهاى اصلى یا پسیکوزها (= روان پریشى) 90

اختلالات شخصیتى 94

بیماریهاى روانى دوران کودکى 94

بیماریهاى دوران سالمندى (= پیرى) 95

فصل چهارم : مسائل زندگى 97

ابعاد مختلف زندگى 115

بینش صحیح و چشم حقبین 118

تکلیف الهى 118

فصل پنجم : موانع رشد کمال 120

نتایج زیانبار تعلّقات 123

آفات عجب 130

عوارض حبّ جاه 132

حجاب میان انسان و خدا 141

خلاصه راههاى خروج از حجابهاى ظلمانى 146

فصل ششم : مراتب رسیدن به کمال و حقیقت 149

کمک گرفتن از علم و صبر در راه طلب 152

چگونه بیدارى را جایگزین غفلت کنیم؟ 153

تبدیل خودمحورى به خدامحورى 154

پیمودن راه با نور بیدارى 154

شکر 177

خوف و رجا 182

رعایت حقوق دیگران 184

دریافتها از جانب پروردگار و تجلّى انوار 195

اسماى حُسنا 203

تعریف عشق 209

انواع عشق 211

نتیجه گیرى 227

نماز شب: 239

پیشنهاد چند کتاب 241

سلامتى تن و روان

مقدّمه

آنچه در کتاب حاضر آمده، حداقل معارفى است که براى رسیدن به یک راه و رسم مشخص در زندگى مورد نیاز است.
انسان، که نقطه اوج آفرینش است، باید راه و رسم رسیدن به مقام اصلى خود را بداند و براى رسیدن و شدن تلاش کند.
کتاب حاضر، این راه و رسم را نشان مىدهد تا ان شاء الله در عمل نیز به آن رسیم.
لازم به ذکر است که در این کتاب، سعى شده است تا حتى الامکان، اصالت و خلوص نوشتهها طورى باشد که از هرگونه کجفهمى و انحراف به دور باشد و در نتیجه، خواننده نیز به بصیرتى در پناه نور و خلوص دست یابد.
بنابراین، از هیچ نوع گرایش خاصّى، جز شرع و عقل و منطق پیروى نشده است.
همچنین، سعى شده است تا جایى که در توان بوده، از مشهورترین آیات قرآنى، احادیث، اشعار، سخنان ائمّه و اولیا، استفاده شود و بنابراین، توصیه مىشود در خواندن کتاب، حوصله داشته باشیم و چند بار آن را بخوانیم و با آن مأنوس شویم و حتى الامکان به نوشتهها تسلط یابیم و بیشتر جملات را حفظ کنیم; چرا که مطالب کتاب، بیشتر مطالب فطرى و قلبى است و کمتر به مسائل ذهنى پرداخته است و بحثهاى فطرى و عقلى رسیدن و شدن هستند، نه ذهنیات و اطلاعات صرف.
از این رو، توصیه مىشود کتاب را به عنوان سرگرمى و با سرعت نخوانیم، بلکه با حوصله، دقت و صرف وقت و به تکرار بخوانیم و سرانجام به پیاده کردن مطالب آن در زندگى روزمره بپردازیم تا ان شاء الله به هدف اعلاى حیات دست یابیم.

فصل نخست : شناخت انسان

انسان از تن، نفس و روان به وجود آمده است.

تن:

وجه مادى انسان است که عین حیات نیست.
امّا وقتى که روح به آن تعلق مىگیرد، دیگر مادّه صِرف نیست، بلکه کالبدى حیات یافته است که با مادّه، تفاوتى اساسى دارد.
بعد از این که روح به بدن ملحق شد، درست مانند دو آینه، مقابل یکدیگر قرار مىگیرند و به هم آمیخته مىشوند، و در این وضعیت، دیگر جسم و روح را از همدیگر جدا نمىدانیم.
درست است که بدن و روح، جداى از هم بودهاند، اما وقتى به همدیگر تعلق مىگیرند دیگر نباید فکر کنیم که بدن و روح، مثل مرغ در قفس تن است، بلکه روح با حقیقت مادّه، در هم مىآمیزد.

نفس:

مجموعهاى است که ناشى از مجاور شدن روح با تن، به وجود مىآید و بیشتر، منظور ما در این کتاب، خواستهاى انسان در رابطه با تن و نفس است، و به عبارت دیگر، منظور، منِ مجازى است که در فصل آینده از آن، بحث خواهد شد.

روان:

گوهر اصلى انسان است که در مرحله نهایى خود، مىتواند حتى بدون ابزار یا واسطه (ى بدن) معنى داشته باشد و این، همان منِ اصلى است.
بنابراین، به نظر مىرسد که انسان، سه مرتبه یا سه مقام دارد:

مقام اوّل:

مقام روح (= روان) که قبل از دنیاست:
(لقد خلقنا الإنسان فى أحسنِ التّقوی

م)]که[ براستى انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم.
، که وجه الهى انسان و مقام اصلى اوست.

مقام دوم:

مقام دنیوى و تنزل یافته و مادّى او، که انسان در این مقام، در حجاب تن و نفس است.

مقام سوم:

مقامى است که انسان باید به آن برسد و آن، مقام اصلى، یا مقام روح است.